undo...
الان خيلي نوشتم . پاک
کردم ، دوباره نوشتم .. دوباره نوشتم .. دوباره نوشتم .. ولي نه ! ميدوني چيه ٬خيلي حرفم مياد
ولي حرف زدنم نمياد ديگه ... از حرف زدن خسته شدم ٬ گوش نميخوام ٬ تلفن نميخوام
... يه جفت چشم ميخوام ... يه جفت چشم که بره تو نگاهم خودش تا تهشو
بخونه ... داشتمااا٬ گم شد...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 12:36 AM توسط Ms