الان خيلي نوشتم . پاک کردم ، دوباره نوشتم .. دوباره نوشتم .. دوباره نوشتم .. ولي نه ! ميدوني چيه ٬خيلي حرفم مياد ولي حرف زدنم نمياد ديگه ... از حرف زدن خسته شدم ٬ گوش نميخوام ٬ تلفن نمي‌خوام ... يه جفت چشم مي‌خوام ... يه جفت چشم که بره تو نگاهم خودش تا تهشو بخونه ... داشتمااا٬ گم شد...