یه مکان‌هایی و حرفهایی تو زندگی آدم هست که انقدر ازشون خاطره‌های خوب داری که همیشه ته مغزت مثل یه شی روشن نور میده، در بیشتر مواقع هم آدم دوست داره خیلی چیزها رو از دست بده تا دوباره اون‌ها رو تجربه کنه. برعکس این قضیه هم صادق هستش، از بعضی چیزها انقدر خاطه‌ی بد داری و انقدر تو مغزت تاریک هستند که همیشه سعی داری ازشون فرار کنی و هیچ‌وقت سراغشون نری .

من از اون دسته آدمهایی هستم که اهمیت میدم به این موضوع، اول چند دسته از اونهایی که حس خوب بهم میدن رو مینویسم.

بوفه حاجی - زمستون 87
پارک تو ایران زمین
حیاط دانشکده برق - ماه رمضون 88

خاطره بد

لابی مکانیک
پارک ملت
کافه پراگ
سینما آزادی