Original Sin

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

لوئيز : مثل يه نمايش بود.. تمامش.. دروغ..

از لحظه اي که ديدمت..

جوليا : همه اش ، نه!

لوئيز : پشت سرم بهم ميخنديديد ؟

به حماقتم مي خنديديد ؟ ..

به کور بودنم..

جوليا : نه!

لوئيز : حالا به اين حرفم بخند..

من دوستت داشتم، جوليا..

جوليا : جوليا اينجا نيست ، جوليا مرده..

لوئيز : بخند، وقتي ميگم که هنوز دوستت دارم!

جوليا: نه..

نه من نه..

تو منو دوست نداري...

لوئيز : چرا...

چرا ، تو رو..

"جوليا راسل" ، نه..

"باني کسِل" ، نه ..

تو رو....

همون طور که هستي دوستت دارم..

چون ميشناسمت..

همون جوري که هستي...

خوبي ها و بدي هات..

همه اش رو...

 

امروز بعد امتحان 
قبل از اينکه بيام بيرون از دانشگاه ، بارون شروع شد...
از دانشگاه اومدم بيرون..
تنها داشتم راه ميرفتم، تنهاي تنها روي جدول کنار خيابون ..
هيچ جا رو هم نگاه نمي کردم ، داشتم واسه خودم فکر مي کردم ..
چي شد آخه؟..
 
زير بارون...
فقط راه ميرفتم ..
خيلي راه رفتم..
خيلي زياد ..
اونقدر که خيلي خيس شدم و خسته...
اما هنوز دلم ميخواست راه برم..
به اين فکر مي کردم چي شد يهو ؟ چراا ؟
کاش حداقل ميدونستم واسه چي...
همين...

مهم اينه که ديگه مهم نيست ...

الان ديگه مهم نيست که راجع به من چي فکر مي‌کني ، چرا چرا مهمه ٬ ولي من ديگه کاريش نميتونم بکنم ... مهم اينه که من وجدانم پيش خودم ناراحت نيست. من بازم اگه برگردم عقب همون کاري رو مي‌کنم که تاحالا کردم ...
مهم نيست که من چقدر محکوم شدم ٬ مهم
 اينه که من خودم خودم رو به خاطر کارايي که کردم و نکردم سرزنش نميکنم.. مهم اينه که من بيگناهم .. مهم اينه که من در مورد خودم خيلي سختگيرم ولي عادلم .. همينم بسمه ...
مهم نيست که من حرفايي که نبايد بزنم رو دارم مي زنم ٬ مهم
 اينه که من حرفايي که بايد بزنم رو نمي زنم ... مهم نيست که من چي کار کردم ٬ مهم اينه که من هيچ‌کاري نکردم .. مهم نيست که تو همه‌چيو از بالا نمي‌بيني ٬  مهم اينه که تو فقط خودتو مي‌بيني اونم از روبرو٬ مهم اينه فقط فکر ميکني داري مي بيني ... مهم اينه که من تو رو ميديدم و ميبينم ٬ مهم نيست که چرا و چقدر ٬مهم اينه که من زياد ميبينم ٬ زياد ميفهمم ٬ زياد حس ميکنم ٬ اونقدر زياد که مي فهمم نميدونم ٬نمي فهمم ٬ نمي تونم ٬ نميشه ٬ نبايد ... و تو اينا رو نميفهمي ...

 

 پ.ن : اگر آدم ها مي دانستند که هر کلامشان در متن زندگي ديگران هم قدم بر مي دارد، هميشه سکوتشان را ارج مي نهادند...

تا وقتي هستي نيست ٬ وقتي هستي که نيست..

پيش نوشت : بخشي از ايميل ِ يک دوست قديمي:

"اگه حرف دلتو بهش زدي، اگه خودش رو گرفت ، جو گير شد، پر رو شد، ترسيد و يا هر کار ديگه اي، تو نبايد حالت بد بشه.. با آدمها رابطه برقرار مي کني که خوش باشي، که از وجودشون لذت ببري. اگه حرف دلتو زدي بايد خوشحال باشي که اين جسارت رو داشتي که بهش بگي ، اونم مي تونه تصميم بگيره که حال کنه يا نه، مي تونه تصميم بگيره محبت تو رو بپذيره يا نه!
که فقط خدا مي دونه که تو در اون لحظه چه احساسي داشتي..."

و کلي خاطره و خاطره و خاطره

پ.ن : دلم هواي سکوت کرده سکوتي با اين آهنگ...

undo...

الان خيلي نوشتم . پاک کردم ، دوباره نوشتم .. دوباره نوشتم .. دوباره نوشتم .. ولي نه ! ميدوني چيه ٬خيلي حرفم مياد ولي حرف زدنم نمياد ديگه ... از حرف زدن خسته شدم ٬ گوش نميخوام ٬ تلفن نمي‌خوام ... يه جفت چشم مي‌خوام ... يه جفت چشم که بره تو نگاهم خودش تا تهشو بخونه ... داشتمااا٬ گم شد...

نابودت مي کنم، براي خودم از نو مي سازم ...

زخمي که بخيه خورده جاش ميمونه

تا هميشه

تا هميشه جاش ميمونه

هيچ‌وقتم نميره

هيچ‌وقت...

 

پ.ن: وقتي که دعواش کردم٬ چقد دلم ميخواست يکي رو داشتم که اونم منو دعوا ميکرد. مثل وقتايي که حرفايي که لازم داري يکي به خودت بگه رو به يکي ديگه ميگي٬ اونم وسط دعوا...

روزهايي هست که بشر کلافه است  ..


1- خيليا فکر نميکنن ، باور مي کنن، خيليا عقلشون به
 گوششون ِ بعضي هام به چشم ...
2- دو تا چيز هست که اميدوارم خدا نصيب گرگ بيابون نکنه چه برسه بنده‌ش ٬ يکي دوست احمق٬ يکي هم 
غذاي دانشگاه!
3- ديدي بعضي وقتا همه‌ دکمه‌هاي کيبورد رو شبيه ديليت ميبيني ؟ پشيمونم...
4- هيچ‌وقت دلم نمي‌خواست جايي بودم که الان هستم ٬
 هيچ‌وقت دلم نمي‌خواست نقشي رو داشتم که الان دارم ٬ هيچ‌وقت دلم نمي‌خواست رابطه‌هايي رو داشتم که الان دارم ...
5- کاشکي ميشد آدم وقتي داره خواب ميبينه يه تابلويي چيزي به خودش آويزون کنه که: "مشترک مورد نظر مشغول خواب ديدن است ٬ لطفاْ مزاحم نشويد ! " که ديگه سر جاي حساسش آدمو از خواب بيدار نکنن...
6- از يه آدم بت ساختن خيلي خوبه٬ مهم نيست بعداً چقد
 پشيمون بشي. مهم اينه که بتوني يه نفر رو اونقده ببري بالا که با همه‌ اخلاق هاي خاصش واست بشه فرشته ٬ مهم نيست بعداً ممکنه داغونت کنه يا ... مهم اينه که يه بت بسازي و ديوونه‌ش بشي..
7-. خدا يا يه ماشين درست و حسابي بهم بده يا اين راننده تاکسي ها رو آدم کن |:
8- بعضي آدما که بهت نزديک ميشن دندوناشون هم تيزتر ميشه ... اصلاً معني صميمي شدن همينه ديگه نه ؟
9- ديدي تو هم مثل بقيه وقتي دور شدي دور شدي ؟ ديدي
 ن
يستي ؟!
10- يه چيزي که خيلي تو دوستي مسخره اس ، از خود گذشتگي زياد از حده. آدما بايد همون چيزي باشن که هستن..
11- جايي که پليساي مملکت بهت متلک بگن چه توقعي از عمله هاش داري؟
12- اصلاً ميدوني چيه ؟ من کامنت مي‌خوام . کامنتاي تو رو |:
13- مهم نيست که
 بعداً چي ميشه مهم اينه که ديگه هيچي مثل قبلاً نميشه ... همين..