رفاقتي نيست! *
- ناخواسته درگير رابطه اي شدم که بيرون اومدن ازش کار خيلي سختي ايه ،سخت از اين نظر که هيچ دليلي براي تموم کردن اين رابطه ندارم .. فقط اينو ميدونم که نمي خوام اين رابطه ادامه پيدا کنه ..
چقدر خوب است هيچ رابطهاي دلمشغولم نكند؛ نه براي وصلاش تمهيدي بينديشم و نه براي فصل آن غصهدار شوم. چقدر خوب است در روشني همين تنهايي خود را بزايم و در تيرگياش جان دهم. چقدر خوب است تنهايي، وقتي مطمئني كه ديگر سرنوشت تو شده است.. {+}
- دلم وضعيت دو سه ماه پيش م رو ميخواد .. دلم ميخواد مث اين نوشته بودم .. دلم يه فکر راحت ميخواد ...
توي زندگي ات فقط به صندلي تکيه کن!
شانه هايت را با خيال راحت به پشتي سفت و محکمش فشار بده
و دست هايت را دور دست هاي لاغر و سردش گره بزن.
هيچ کس حتي کساني که با تمام وجود دوستشان داري در لحظه ي سختي مثل يک صندلي بار رنج تو را روي دوش نمي کشند.
باور کن .. ! {+}
- من آدمي نيستم که کسي بخواد بهم تکيه کنه ... اصلن چرا بايد کسي بشه تکيه گاه يکي ديگه .. اصلن من آدم پست ، من آدم بي وجدان ، آدم بي احساس ، آدم آنرمال ؛ اصلن هرچي شما ميگيد ..
- انقدر دلم پر هست که اگه بخوام بنويسم ميشه n خط ، اما Mp3 ش ميشه همينا .. فک کنم همينم براي رسوندن منظورم کافي باشه ..
پ.ن : تيتر هم تو یکی از نوشته های مستر پارادوکس دیدم اما یادم نمیاد کدوم پست بود ..