ارشاد کن مرا
ارشاد تو خوب است
ارشاد تو عصاره خصايل تک تک مردمان سرزمين من است
مردمانی که چهارپايه زير پايشان می گذارند
که از ديوار زندگی هم سرک بکشند
و هر روز کوتاه تر می شوند
و چشم هاشان را آنقدر چرخانده اند
که کج می بينند
و گوش هاشان را آنقدر تيز کرده اند
که عين خر دراز است
و آنقدر مسئول زندگی همه اند
که خود را از ياد برده اند 
و اغلب به گه نشسته اند
.

.

.

ارشاد کن مرا

 پ.ن1: عصبانيم ولي نمي تونم با کسي دعوا کنم! خيلي خودمو نگه داشتم خيلي!!

پ.ن2: آخرش که چي ؟!؟ تو خسته نميشي ؟!!؟ هر چيزي هم حدي داره آخه!

 

هذیان‌گفت‌ها ...

خيلي وقته که مطلب طولاني ننوشتم . مطمئنن خيلي از حرفا رو هم نمينويسم که ديگه خيلي خيلي طولاني نشه .. اصلا برام مهم نيست که کسي اينا رو بخونه يا نخونه . دارم شخصي مينويسم و   مزخرف چون دارم به خودم و زندگي خودم فکر ميکنم.اصلا براي درددل کردن و حرف زدن زر نميزنم ..                                                          

1-خانم محترم تو که ميخواي گدايي کني يا کيفت گم شده يا 100 تا دليل مزخرف ديگه مثل آدم بگو پول بده  ديگه چرا اينجوري ميکني؟

2- مگه تو به من رحم کردي ؟ مگه من به تو رحم کردم ؟ مگه من به خيليا رحم کردم ؟ مگه خيليا به من رحم کردن ؟ مگه خيليا به هم ديگه رحم کردن ؟ مگه من به خودم رحم کردم ؟ پس چي ؟

3-ميگه ظهر تاکسي سوار نشو خطرناکه! مياي اتوبوس سوار بشي خانومه همچين ميله اتوبوس رو بغل کرده انگار معشوقه شه يا ميخواد حاجت بگيره!

4- ................. !

5-اي کاش دانشگامون ورودي جديد نداشت....ميترسم

6- آدم با چشم بسته کجا مي‌خواد بره ؟

7-الان دارم فکر مي‌کنم ٬ به چي ؟!! به اين که دارم با فکر کردن زجر مي‌کشم . به اين که دارم فکر مي‌کنم که ديگه نمتونم بدون فکر کردن ... دارم از خودم ٬ از خوب بودنم فاصله مي‌گيرم . دارم از خيلي چيزا جدا ميشم . دارم زشت ميشم . من سعي خودم رو کردم . ولي نشد . شد ٬ ولي طول نکشيد . طول کشيد ٬ ولي کافي نبود. 
8- تو که خوب من بودی...

9- من کم ميارم ٬ تو کم مياري ٬ اون کم مياره ٬ ما کم مياريم ٬ همه کم ميارن ...

10- ...

11- انساني ترين قسمت موبايل، اينه که ميشه خاموشش کرد.

12- مشکل من اينه که ميفهمم ولي نميتونم کنار بيام. مشکل من اينه که ميدونم ولي نميتونم قبول کنم.

13- چقدر اين رفتن برای اينکه بفهمم دوست داشتن چه شکليه لازم بود.

14-خيلي دوست داشتم از خودم دفاع کنم٬ ولي فکر مي‌کنم لازمه که گاهي وقتا به آدما اين فرصت رو بدي که به تو حمله کنن و تو اصلاً دفاع نکني.

15- اون دورا چه رنگیه؟!
به چی نگاه می کنی که جلوی چشمات و نمی بینی؟!

16- ميترسم اگه ادامه بدم کار به جاهاي باريک بکشه واسه همين يه سه نقطه ميذارم مثل هميشه  جاي همه‌ي حرفايي که بايد گفته بشه و من نميگم . 
. 
. 
.

 

اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس!

فکر مي کنم آدما اگه يه خرده اعتماد به نفس داشتن انقدر بقيه رو متهم به گه بودن ، از بالا نگاه کردن ، از دماغ فيل افتادن و غيره نمی کردن ، سرت تو کار خودته داری کارتو ميکنی، مياد ميگه چرا محل من نميذاری ، خوب عزيز من اين که ناراحتی نداره ، تو هم محل من نذار، ديگه چرا خون خودتو کثيف ميکنی ، به خدا اگه اعتماد به نفس داشتی انقدر نگران اين نبودی که يه خری مثل من حالا نگات بکنه يا نکنه !   

پ.ن: ...